به گزارش خبرنگار سیاسی حیات؛ سحرگاه روز دوشنبه ( 17 بهمن ) زمین لرزه ای به بزرگی 7.8 ریشتر بخش های زیادی از منطقه غرب آسیا و شرق مدیترانه بویژه دو کشور همسایه ترکیه و سوریه را لرزاند تا در یکی از سردترین سال های اخیر، طبیعت در بی رحم ترین حالت خود بیش از 50 هزار قربانی از جامعه بشری بگیرد و صدها هزار مجروح و بازمانده داغ دیده و مصیبت زده روی دست آن باقی بگذارد.
زمین لرزه عظیمی که با حجم حیرت آور خسارات مالی و جانی، وقوع آن در چند دهه اخیر بی سابقه بود و لرزش های پیاپی اش بیش از ده کشور دیگر را هم تکانده بود، اما بُعد دیگری هم داشت و آن نوع نگاه و واکنش جهان به این زمین لرزه درخصوص امدادرسانی بود؛ نگاهی عجیب و کم سابقه که بر اساس آن ترکیه و سوریه به دو کشور خوب و بد تقسیم می شدند که یکی لیاقت دریافت کمک های بشردوستانه جهانی را دارد و دیگری نه!
وقتی زمین بشدت لرزید و دو کشور همسایه را تکاند، هوا بشدت سرد و استخوان سوز بود. بارش های زمستانه در کنار سردی هوا و تخریبات گسترده که طبق گفته سازمان بهداشت جهانی 23 میلیون نفر را در هر دو کشور تحت تاثیر قرار داده بود، امدادرسانی و آواربرداری را در آن کشورها سخت و در مواردی ناممکن کرده بود. همین بود که پس از انتشار زلزله، سیل کمکها از سراسر جهان و به خصوص کشورهای غربی روانه شد؛ اما نه به سوی هر دو کشور، که به سوی ترکیه! آنچنان که در همان روزهای نخست و طبق گفته رئیس مرکز مدیریت حوادث اضطراری ترکیه (آفاد)، 65 کشور جهان کمک های خود را به این کشور ارسال کردند. شمار نیروهای اعزامی از خارج برای امدادرسانی به زلزله زدگان ترکیه نیز 16 هزار و 400 نفر نیروی آماده و آموزش دیده اعلام شد.
سایه این اتفاق بشردوستانه و امیدبخش اما تقریبا فقط روی سر ترکیه افتاده بود و توجه چندانی به سوریه داغ دیده از زلزله حاضر و مصیبت زده از جنگ دیروز نمی شد، به گونه ای که در قبال سیل کمک ها به ترکیه و به گفته رئیسسازمان هواپیمایی سوریه، در همان زمان فقط 4 هواپیما حامل کمکهای بشردوستانه از سوی ایران، امارات متحده عربی، روسیه و هند به همراه 2 هواپیما از سوی عراق به سوریه اعزام شده بود که به هیچ عنوان قابل مقایسه با کمک های ارسالی به ترکیه نبود.
این نوع برخورد دوگانه و غیرطبیعی البته با واکنش های متعددی از سوی رسانه های آزاد و عدالت خواه جهان و همچنین مقامات سوریه مواجه شد. سوری ها تحریمهای آمریکا و اروپا را یکی از دلایل کم و کند بودن کمکرسانی به مناطق زلزله زده اعلام کردند. البته دولت آمریکا در همان ایام درخصوص تسهیل امدادرسانی به سوریه اقدام به انتشار خبری مبنی بر معافیت تحریمی 180 روزه برای این کشور کرد که دولت سوریه همان را هم فریبنده و نمایشی خواند.
نکته غم انگیز اینکه بی اعتنایی به زلزله سوریه تنها از سوی کشورهای اروپایی و امریکا مشاهده نمی شد، بلکه کشورهای عربی هم مردم سوریه را در این بحران رها کرده بودند. این بی مهری به حدی بود که در همان روزها روزنامه «رأی الیوم» با انتقاد از بیتوجهی کشورهای عربی به ارسال کمکهای بشردوستانه برای مردم زلزله زده سوریه نوشت: چرا اختلافها را کنار نمیگذاریم و پیوندهای خونی و انسانی را مطرح نمیکنیم و در کنار سوریه قرار نمیگیریم و چرا به این کشور مانند ترکیه کمکرسانی نمیکنیم؟ ما از این همه بیتوجهی و بیتفاوتی برخی کشورهای عربی در برابر این کشور با اصالت عربی (سوریه) که به کسی حمله نکرد و بزرگترین قربانی تجاوز آمریکا و اسرائیل است، بسیار شگفت زده هستیم، چون پس از وقوع زلزله ویرانگر بامداد روز دوشنبه، کشورهای عربی برای کمکرسانی و اعزام کارشناسان با هدف نجات قربانیان زلزله در ترکیه، پلهای هوایی ایجاد کردند، اما برای سوریه هیچ کاری هرچند بسیار بسیار اندک انجام ندادند.
تحریم بهانه است
واکنش کارشناسان ایرانی و غیرایرانی هم در این خصوص تامل برانگیز بود، چراکه بسیاری از آنها ادعای برخی کشورها مبنی بر وجود تحریم ها به عنوان یک مانع بزرگ امدادرسانی به سوریه را تنها یک بهانه دانسته و علت عدم ارسال کمک ها به این کشور را مسایل سیاسی عنوان کردند. به عقیده آنها تحریمهای اعمال شده از سوی آمریکا علیه سوریه با عنوان قانون سزار شامل کمکهای انسان دوستانه از جمله مواد غذایی، دارویی و امدادی نمیشود، از همین رو می توان گفت که آنها تحریم های امریکا را برای کمک نکردن به دولت سوریه بهانه کرده اند و درواقع نمی خواهند کاری انجام دهند.
این کارشناسان، زلزله سوریه را امتحانی برای برخی از کشورها و نظامهای سیاسی عنوان کردند؛ امتحانی که بر اساس آن می توان مشاهده کرد تا چه حد با چنین مسائلی برخورد انسانی دارند و از برخورد سیاسی دوری میکنند.
یکی از این کارشناسان حنیف غفاری است. این استاد دانشگاه و کارشناس امور بین الملل که از منتقدان جدی رفتار دوگانه امریکا و جامعه جهانی در قبال زلزله سوریه و ترکیه است، درخصوص رفتار متناقض امریکا به ما می گوید: رویکرد امریکا در قبال پدیده های زیستی، بحران های غیرمترقبه و حوادثی که در سایر کشورهای جهان رخ می دهد، همواره تابعی از نگاه کلان غرب به آن کشورها و بازیگران است؛ قاعده ای که درباره رویکرد پارادوکسیکال نسبت به زلزله ترکیه و سوریه هم صادق است.
به گفته این کارشناس امور بین الملل، سوریه کشوری است که به نماد شکست کشورهای امریکایی و اروپایی تبدیل شده، از همین رو پس از پیروزی سوریه بر تروریستهای تکفیری، امریکا علاوه بر توطئه های امنیتی، فشارهای اقتصادی مضاعفی را بر دولت سوریه وارد کرد.
نمایش زیاد، اقدام صفر
غفاری با بیان اینکه زلزله اخیر نیز فرصتی برای امریکا بود تا بیش از پیش دولت سوریه را تحت فشار بگذارد، می افزاید: در همین خصوص زمانی که زلزله سوریه رخ داد ما شاهد دو اقدام خاص از سمت دولت های امریکایی و اروپایی بودیم. اول کم توجهی سیستماتیک و آشکار نسبت به زلزله سوریه و رنج و مصائب مردم این کشور پس از زلزله، به گونه ای که اکثر رسانه های غربی، اخبار و تحلیل و بررسی واقعه رخ داده را محدود به ترکیه کردند. دوم عدم امدادرسانی به سوریه، آنچنان که اگر گامی هم در این زمینه برداشته شد، نمایشی بود.
این کارشناس حوزه مسائل غرب آسیا در تشریح دلایل نمایشی بودن اقدام امریکا اینگونه می گوید: اگرچه وزارت خزانه داری امریکا بخشی از تحریم های سوریه را به طور موقت و به بهانه کمک به زلزله زدگان تعلیق کرد، اما در عمل اقدامی در این خصوص صورت نگرفت، زیرا امریکا برای کمک های کشورها، شرکت ها و موسسات دولتی و خصوصی به زلزله زدگان شرایطی گذاشت که در عمل هیچ یک امکان کمک به زلزله زدگان را نداشتند. یکی از این شرایط ارائه تضمین درخصوص عدم دسترسی دولت سوریه به این کمک ها بود، این درحالی بود که دولت سوریه به عنوان دولت قانونی این کشور، مسئولیت توزیع کمک های بین المللی را به شهروندان خود برعهده دارد. پس عملا امریکا موجبات رنج مضاعف شهروندان سوری پس از زلزله اخیر را به جای کمک به آنها فراهم ساخت.
غفاری درباره برخورد متناقض کشورهای اروپایی با زلزله سوریه و ترکیه هم می گوید: اتحادیه اروپا و تقریبا هر 27 عضو آن از یکسو در مواضع رسمی و رسانه ای خود به سانسور زلزله سوریه یا کمرنگ سازی آن پرداختند و از سوی دیگر تخصیص اعتبارات لازم و ضروری برای رویارویی با درد و رنج زلزله زدگان را عملا منوط به مجوز وزارت خزانه داری امریکا کردند. از همین رو اگرچه شورای اروپا در حمایت از زلزله زدگان سوری مصوباتی داشت، اما این مصوبات ظاهری عملا جنبه اجرایی پیدا نکرد.
مواجهه متفاوت با یک خبر واحد
این استاد دانشگاه رویکرد رسانه های اروپایی امریکایی را هم در مواجهه با زلزله رخ داده در دو کشور ترکیه و سوریه متفاوت دانسته و یادآور می شود: میان واقعیات و روایتگری ها از زلزله سوریه و ترکیه در رسانه های غربی تفاوت آشکاری وجود دارد، چراکه در ترکیه، رنج و مشقت شهروندان پس از زلزله خمیرمایه تحلیل ها و گزارش های رسانه های غربی را تشکیل میدهد، اما در سوریه صرفا این ناکارمدی دولت سوریه است که از سوی رسانه های غربی مورد توجه قرار می گیرد، نه رنج و مشقت مردم.
اغراض سیاسی به جای اهداف خیرخواهانه
شرایط کمک رسانی کشورهای عربی به سوریه اما کمی پیچیده تر است، چراکه اگرچه در روزهای نخست وقوع زلزله آنها هم رویه کشورهای اروپایی و امریکایی را در پیش گرفته بودند، اما این روزها اخبار متعددی از امدادرسانی و ارسال کمک به زلزله زدگان سوری از سوی آنها منتشر می شود. غفاری در خصوص این تغییر رویه می گوید: از آنجا که برخی از کشورهای عربی پس از شکست داعش ( که خودشان حامی آن بودند)، تصمیم به عادی سازی روابط با سوریه گرفتند، برای جلب افکار عمومی و نظر شهروندان سوری، اقدام به ارسال کمک به سوریه کردند، پس می توان مدعی شد که ارسال کمک از سوی کشورهای عربی نه تنها با نیت خیرخواهانه صورت نگرفته، بلکه اهداف و اغراض سیاسی در آن موج می زند.
متاسفانه برخورد دوگانه، رفتارهای متناقص و سیاسی کاری درخصوص ارسال کمک به زلزله زدگان سوری تا حدی آشکار و زننده بود که دولت سوریه هم در واکنشی به آن گفت: ما از تمام کشورها کمک را قبول میکنیم، به شرط اینکه آن را سیاسی نکنند. در همان ایام روزنامه الاخبار گزارش داد بشار اسد، رئیس جمهور سوریه اعلام کرده همه کشورها تحت فشار آمریکا هستند تا از کمک رسانی به زلزله زدگان سوری خودداری کنند.
این شرایط تاسف بارآنچنان که غفاری، کارشناس مسائل غرب آسیا به خبرگزاری حیات می گوید: همچنان ادامه دارد، زیرا به دلیل گذشت چندین هفته از زمین لرزه، حساسیت افکار عمومی روی آن کم شده و امریکا و اروپا با خیال آسوده تری، اقدامات سیاسی خود در این خصوص را پیش می برند.
نکته قابل تامل درخصوص رفتار دوگانه جهان با زلزله زدگان سوری اینکه سوریه درحالی در کنار اندوه بلای طبیعی و تخریب گسترده زلزله، از بی مهری جامعه جهانی رنج می برد که این کشور علاوه بر پشت سر گذراندن یک جنگ ده ساله ویرانگر، از بیش از پنج سال پیش در معرض حملات و تجاوزات مدوام اسرائیل قرار دارد و برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل در آخرین گزارش خود که اخیرا منتشر شده، اعلام کرد 12 میلیون سوری نمیدانند وعده غذایی بعدی شان از کجا تهیه خواهد شد و بیش از سه میلیون نفر در سوریه در طول روز فقط با یک وعده غذایی نامناسب زندگی میکنند. همه اینها را بگذارید کنار این موضوع که شرایط بهداشتی این کشور فروپاشیده است و بسیاری از مناطق آن برق ندارد و نظامیان اشغالگر آمریکایی چاههای نفت و منابع تامین غذایی این کشور در شرق فرات را تصرف کردند. از طرفی نیروهای ترکی بیش از 20 درصد از مناطق شمال سوریه را اشغال کرده اند و اتوبوسهای سوریه سوخت مازوت (گازوئیل) مورد نیاز برای انتقال کارگران به کارخانهها و دانش آموزان به مدارس را در اختیار ندارند. در چنین شرایطی بیشتر کشورهای ثروتمند عربی در زلزله اخیر فقط نظاره گر این وضعیت در سوریه بودند و به جز چند کشور محدود، سایر کشورهای جهان هم در پرتوی تحریم ها و تهدیدات امریکا عملا کمکی به زلزله زدگان سوری نکردند.
گزارش: فاطمه مرادزاده